وصیت نامه شهید 12ساله
هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت می شناسد
مرا، و کسیکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسیکه عاشق
من می شود، من عاشق او می شوم و کسیکه من عاشق او بشوم، او را
می کشم و کسیکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون
بهای او من هستم.
هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک
گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها
در پیامها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من
می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در
تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد
شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل
نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت
نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و
امیدوارم که پیروز هم بشوم.
پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام
زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا اینکه به
معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و
خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می
کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم،
از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی
الله .....
فرازهایی از وصیت نامه شهید حسین امانی
سلام برخانوادهام كه اينك هديه اي تقديم اسلام نمودند،پدرجان از اينكه نتوانستم دين خود را نسبت به شما اداءكنم شرمنده هستم ولي اميدوارم مرا ببخشيد ومرا حلال كنيد.
پدرعزيزم،صبركن وخدا را شكر گذار وشما اي مادر:اي آرام بخش وجود،اي مهربان ،اي كسي كه زبان من توان سخن گفتن درباره تورا ندارد،وهرچه سعي ميكنم ميبينم سخني نميتوانم بگويم كه باآن قدرداني از محبتهاي بيدريغ تو بكنم.
مادرجان: اي فرشته خوبيها بعد از من چشمهاي معصوم وپاكت را آلوده به اشك مكن،جامه سياه مپوش ودر حجله دامادي فرزند خطا كار خود ماتم زده مباش وشير پاكت را برمن حلال گردان وبرايم دعا كن،شايد خداوند از گناهانم بگذرد.
اي جوانان: مبادا دررختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) درميدان نبرد شهيد شد، اي جوانان مبادا درغفلت بميريد كه علي (ع) درمحراب عبادت شهيد شد ومبادا در حال بي تفاوتي بميريد كه علي اكبر حسين در راه حسين (ع) وبا هدف شهيد شد.
اي مادران: مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري كنيد كه فردا درمحضر خدا نميتوانيد جواب حضرت زينب(ع) رابدهيد كه تحمل 72 تن شهيد رانمود،استغفارودعا راازبين نبريد كه بهترين درمانها براي تسكين دردهاست وهميشه بيادخدا باشيدودرراه او قدم برداريدوهرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازندوشماراازروهانيت متعهد جدا نكنندكه اگر چنين كردند روزبدبختي مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست ،حضورتان را در جبهه هاي حق عليه باطل ثابت نگهداريد ودر امام بيشتر دقيق شويد وسعي كنيد عظمت اورا بيابيدوخودرا تسليم او سازيد وصداقت خود را همچنان حفظ كنيد،امروز كه دارم اين وصيت نامه رامينويسم دريكي از سنگرهاي جبهه هاي جنوب بسر ميبرم ومنتظر ديدار با معشوقم ميباشم ،آمده ام چون تشخيص داده ام كه تنها جاي ديدار با معبوداينجاست ،آمده ام شايدسهمي داشته باشم درريشه كن كردن ضد انقلاب وبيرون راندن متجاوزين ،آمدهام تا من نيز در احياء دين مبين اسلام وبه ثمر رسيدن انقلاب شريك باشيم،در اين لحظه خون دررگهايم ميجوشد ونميتوانم درست چيزي بنويسم چون مسئوليتي كه به عهده گرفتهام بر دوشم سنگيني ميكند،واز طرفي خوشحال هستم كه شايد بتوانم به اين صورت كمي ازمسئوليت سنگيني كه بر دوشم است اداء كنم ودر پايان از پدرومادرم ميخواهم كه بر مزارم گريه نكنند واگر گريه ميكنند طوري گريه كنند كه دشمنان نفهمند واز پدر ومادرم ميخواهم كه صبور باشند مانند حضرت زينب كه تحمل 72 تن شهيد رانمود%
وسلام عليكم ورحمته الله وبر كاته خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
تاريخ :3/10/1365
فرازهایی از وصیت نامه شهید محمود ربیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
سلام علیکم
به نام ایزد دانا که عالم را آفرید و بر تمام موجودات از بزرگترین تا کوچکترین آنها هستی بخشید
چند سخن با شما سروران عزیز دارم:اول پدر و مادر مهربانم:ای عزیزانی به خاطر بزرگ نمودن من زحمت های بسیاری را متحمل شدیداز شهادت من هیچ ناراحت نباشیدبلکه افتخار هم بنماییدواین را قبول کنید که من امانتی بودم از طرف خداوند متعال پیش شما.مرا حلال کنیدهرچند نتوانستم فرزند لایقی برای شما باشم وحقیرانه می خواهم که کمتر بر سر قبر من گریه کنید.
چند سخن با شما برادران وخواهران مهربانم:از برادران وخواهران مهربانم می خواهم مرا ببخشند و نماز را حتی الامکان به جماعت به پا دارندوامام را تنها نگذارند واز دو فرزند شهید نورالله کمانی طلب بخشش می نمایم زیرا که آنها حق بسیاری بر گردن من داشتند.واز برادران دلسوزم می خواهم اسلحه زمین افتاده مرا بردارند وبر قلب دشمن بتازند. چند سخن با شما دوستان رفقا واهل فامیل دارم:
از کلیه دوستان و اهل فامیل طلب بخشش مینمایم و می خواهم به این بیانات امام عنایتی داشته باشند: ((ما از خداوند می خواهیم که قلوب ما را تغییر دهد.تا بفهمیم که برای چه در این دنیا آمدیم وباید چه بکنیم وچطوراز این دنیا برویم.یک مرگ حیوانی نباشد به یک نحوی باشد که ما انبار نکنیم معاصی را در آنجا و روسیاه باشیم در نزد شهدا و خداوند تایید کند مارا و همه ما آدم شویم.اسلام آمده است تا آدم درست کندهمه انبیا برای این معنا آمده اند خدایا دلهای این هایی که مخالف جمهوری اسلامی هستند برگردان تا آدم شوند ما باید این جنگ را ادامه دهیم تا وقتی که انشا الله پیروزی حاصل شود.))
و این پیروزی به گفته حضرت امام نزدیک است انشا الله و در آخر درخواست می کنم که جنازه ی ای حقیر را در شهرستان خمین روستای خان آباد(احمد آباد)دفن کنند.در کنار دیگر شهدای آن روستا.
خداحافظ شما دوستان وآشنایان
تاریخ تولد:۱۳۴۷
تاریخ شهادت:۶/۶/۱۳۶۵
محل شهادت:عملیات کربلای ۵ شلمچه