در قرآن كريم گناهان «صغيره» و «كبيره» با الفاظ جداگانهاي به كار رفتهاند؟ ممكن است نمونههايي از گناهان صغيره را معرفي كنيد؛ چون ظاهرا گناهان كبيره به طور دقيق احصاء نشدهاند.؟
در پاسخ به مطالب ذيل توجه كنيد :
1- در قران كريم برخي گناهان به عنوان كبيره معرفي شده اند .در آيه 31 نساء آمده است :
در اين باره إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً
اگر از گناهان كبيرهاى كه از آن نهى شدهايد اجتناب كنيد گناهان كوچك شما را مىپوشانيم و در جايگاه خوبى شما را وارد مىسازيم .
اين آيه با صراحت مىگويد: اگر گناهان كبيرهاى كه از آن نهى شده ترك گوئيد سيئات شما را مىپوشانيم و مىبخشيم و در جايگاه نيكويى شما را وارد مىكنيم.
از اين تعبير استفاده مىشود كه گناهان بر دو دستهاند، دستهاى كه قرآن نام آنها را كبيره و دستهاى كه نام آنها را سيئة گذاشته است، و در آيه 32 سوره نجم به جاى سيئة تعبير به لمم نموده است، و در آيه 49 سوره كهف در برابر كبيره، صغيره را ذكر فرموده است آنجا كه مىگويد: لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها (اين نامه عمل هيچ گناه كوچك و بزرگى را فرو- گذار نكرده مگر اينكه به شماره در آورده است).
2- از تعبيرات فوق بروشنى ثابت مىشود كه گناهان بر دو دسته مشخص تقسيم مىشوند كه گاهى از آن دو به كبيره و صغيره و گاهى كبيره و سيئه و گاهى كبيره و لمم تعبير مىشود.
3- اكنون بايد ديد كه ضابطه و ميزان در تعيين صغيره و كبيره چيست؟
بعضى مىگويند: اين دو از امور نسبى هستند، يعنى به هنگام مقايسه- كردن دو گناه به يكديگر آن يك كه اهميتش بيشتر است كبيره و آنكه كمتر است صغيره مىباشد، و بنا بر اين هر گناهى نسبت به گناه بزرگتر، صغيره، و نسبت به- گناه كوچكتر، كبيره است .
مرحوم طبرسى در مجمع البيان اين عقيده را به دانشمندان شيعى نسبت داده در حالى كه چنين نيست و بسيارى از دانشمندان ما عقيده ديگرى دارند كه شرح خواهيم داد.
ولى روشن است كه اين معنى به هيچ وجه با آيه فوق نمىسازد زيرا آيه فوق اين دو دسته را از يكديگر جدا كرده و در برابر هم قرار داده است و پرهيز از يكى را موجب بخشودگى ديگرى مىشمارد (دقت كنيد).
ولى اگر به معنى لغوى كبيره بازگرديم، كبيره هر گناهى است كه از نظر اسلام بزرگ و پر اهميت است، و نشانه اهميت آن مىتواند اين باشد كه در قرآن مجيد، تنها به نهى از آن قناعت نشده، بلكه به دنبال آن تهديد به عذاب دوزخ گرديده است، مانند قتل نفس و زنا و رباخوارى و امثال آنها، و لذا در روايات اهل بيت ع مىخوانيم:
الكبائر اللتى اوجب اللَّه عز و جل عليها النار
: گناهان كبيره گناهانى است كه خداوند مجازات آتش براى آنها مقرر داشته است مضمون اين حديث از امام باقر ع و امام صادق ع و امام على بن موسى الرضا ع نقل شده است.
و بنا بر اين بدست آوردن گناهان كبيره و شناخت آنها با توجه به ضابطه فوق كار آسانى است، و اگر ملاحظه مىكنيم، در پارهاى از روايات تعداد كبائر، هفت و در بعضى بيست و در بعضى هفتاد، ذكر شده منافات با آنچه در بالا گفته شد ندارد، زيرا در حقيقت بعضى از اين روايات اشاره به گناهان كبيره درجه اول و بعضى به- گناهان كبيره درجه دو و بعضى به همه گناهان كبيره اشاره مىكند.
4- نكته مهمى كه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه گناهان صغيره، در صورتى صغيره هستند كه تكرار نشوند و علاوه بر آن به عنوان بى اعتنايى و يا غرور و طغيان انجام نگيرند زيرا صغائر طبق آنچه از قرآن و روايات اسلامى استفاده مىشود در چند مورد تبديل به كبيره مىگردد:
1- در صورتى كه تكرار گردد، همانطور كه از امام صادق ع نقل شده كه فرمود:
لا صغيرة مع الاصرار
: هيچ گناهى با تكرار صغيره نيست .
2- در صورتى كه گناه را كوچك بشمرد و تحقير كند، در نهج البلاغه مىخوانيم:
اشد الذنوب ما استهان به صاحبه
: شديدترين گناهان آن است كه مرتكبش آن را كوچك بشمرد .
3- در صورتى كه از روى طغيان و تكبر و گردنكشى در برابر فرمان پروردگار انجام شود، اين موضوع را از آيات مختلفى اجمالا مىتوان استفاده كرد از جمله آيه 37 نازعات: اما آنها كه طغيان كنند و زندگى دنيا را مقدم بشمرند جايگاهشان دوزخ است.
4- در صورتى كه از افرادى سر بزند كه موقعيت خاصى در اجتماع دارند و لغزشهاى آنها با ديگران برابر محسوب نمىشود، چنان كه قرآن در باره همسران پيامبر ص در سوره احزاب آيه 30 مىگويد: اگر شما كار زشتى انجام دهيد مجازات آن را دو برابر خواهيد ديد. و از پيغمبر اكرم ص نقل شده كه فرمود:
من سن سنة سيئة فعليه وزرها و وزر من عمل بها لا ينقص من اوزارهم شيئا
: هر كس سنت بدى بگذارد گناه آن بر او است و همچنين گناه تمام كسانى كه به آن عمل كنند، بدون اينكه از گناه آنها چيزى كاسته شود!
5- در صورتى كه از انجام گناه خوشحال و مسرور باشد و به آن افتخار كند چنان كه از پيغمبر اكرم ص نقل شده كه فرمود:
من اذنب ذنبا و هو ضاحك دخل النار و هو باك هر كس گناهى كند در حالى كه خندان باشد در آتش وارد مىشود در حالى كه گريان است.
6- در صورتى كه عدم مجازات سريع خداوند را در برابر گناه خود دليل بر رضايت خدا بشمرد و خود را مصون از مجازات و يا محبوب در نزد خدا بداند، چنان كه قرآن در آيه 8 سوره مجادلة از زبان بعضى از گنهكاران مغرور نقل مىكند كه آنها در پيش خود مىگويند چرا خداوند ما را مجازات نمىكند و سپس قرآن اضافه مىكند كه آتش دوزخ براى آنها كافى است .
از آیة 31 سورة نسأ استفاده میشود که گناه دو قسم است:کبیره و صغیره. در تعریف گناه کبیره و معیار تشخیص آن، میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر است.(جهت آگاهی ر.ک:ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ترجمة محمدرضا صالحی کرمانی و سیدمحمد خامنهای، ج 4، ص 483 ـ 497، بنیاد علمی و فرهنگی علامه طباطبایی.)
با توجه به تعریف گناه کبیره و معیار تشخیص آن، تعداد گناه کبیره و صغیره تفاوت خواهد کرد:
برخی از گناهان صغیره:ترک عمدی جواب سلام، لمس عمدی اجنبیه و...
به این نکته باید توجه داشت که طبق آن چه از قرآن و روایات استفاده میشود، در چند موردگناه صغیره به گناه کبیره تبدیل میشود:
1. در صورتی که گناه صغیره تکرار شود. امام صادق7 میفرماید:هیچ گناهی با تکرار صغیره نیست.(مؤسسة بوستان کتاب قم، چ پانزدهم، قم، 1382 ش.)
2. در صورتی که گناه کوچک شمرده شود. امیرالمؤمنین7 میفرماید:شدیدترین گناه آن است که انجام دهندهاش، آن را کوچک شمارد.(نهج البلاغه، کلمة 348.)
3. در صورتی که گناه صغیره از روی طغیان و تکبّر در برابر فرمان پروردگار انجام شود.(نازعات، 37.)
4. در صورتی که از افرادی سر بزند که موقعیت خاصی در جامعه دارند و لغزشهای آنان با دیگران برابر محسوب نمیشود. چنان که قرآن دربارة همسران پیامبر این مطلب را مطرح فرموده است.(احزاب، 30.)
5. در صورتی که از انجام گناه خوشحال باشد و به آن افتخار کند، پیامبر9 میفرماید:هر کس گناهی کند در حالی که خندان باشد در آتش وارد میشود در حالی که گریان است. (وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 15، ص 304، مؤسسة آل البیت.)
6. در صورتی که عدم مجازات سریع خداوند را در برابر گناه خود دلیل بر رضایت خدا بشمارد و خود را مصون از مجازات و یا محبوب نزد خدا بداند.(مجادله،8)(ر.ک:تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 3، ص 360 ـ 361، دار الکتب الاسلامیة.)
«گناه» عملي است كه با اراده و رضايت الهي در تضاد بوده ، با ايجاد نوعي “ تاريكي" معنوي در نفس انسان، آدمى را از خداي متعال كه "نور" آسمانها و زمين است، دور مىسازد و به عبارت ديگر، موجب بازماندن وى از كمال و قرب به خدا مىگردد.
تعيين اين كه چه چيزي گناه است و چه چيزي ثواب از طريق كتاب و سنت مقدور است، زيرا در بسياري از موارد، گناه بودن عملي قابل تشخيص عقلاني نيست و خداي متعال است كه اين موارد را به اقتضاي علم و حكمت مطلق خود، از طريق وحي و دين، براي بشر بيان نموده است.
اقسام گناه: عالمان اسلامي گناهان را بردو گونه تقسيم نموده اند: گناهان كبيره (بزرگ) و گناهان صغيره (كوچك).. اين تقسيم بندى از قرآن و روايات سرچشمه گرفته است ؛ در قرآن چنين مىخوانيم: اگر ازگناهان كبيره اى كه از آن نهى شده ايد، اجتناب كنيد، گناهان كوچك شما را مى پوشانيموشما را در جايگاه خوبى وارد مى سازيم . (نساء، 31) 1 و در جاى ديگر آمده است: و كتاب (نامه اعمال ) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى بينى كه از آنچه در آن است ،ترسان و هراسناكند، و مى گويند: اى واى بر ما، اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك وبزرگى نيست ، مگر اينكه آن را شماره كرده است ؟ (كهف، 49) 2 و درباره ىبهشتيان مى خوانيم: مواهبآخرت ، جاودانه است براى آنانكه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهيز مىكنند. (شوري، 38) 3 از اين آيات به روشنى استفاده مى شود، كه گناهان ، دو گونه اند: كبيرهو صغيره و همچنين استفاده مى شود بعضى از گناهان ، بدون توبه حقيقى بخشودنى نيست ،ولى بعضى از آنها بخشودنى است .
امام على عليه السلامدر گفتارى فرمود: گناهان برسه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش ، هم اميد بخششداريم و هم ترس از كيفر. سپس فرمود:اماگناهى كه بخشيده است ، گناه بنده اى است كه خداوند او را در دنيا كيفر مى كند و درآخرت كيفر ندارد. در اين صورت خداوند حكيم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را دوبار كيفر كند. اما گناهى كه نابخشودنى است ، حق الناس است يعنى ظلم بندگان نسبتبه همديگر كه بدون رضايت مظلوم بخشيده نمى شود. و اما نوع سوم ، گناهى است كهخداوند آن را بر بنده اش پوشانده ، توبه را نصيب او نموده است ، و در نتيجه آن بندههم از گناهش هراسان است و هم اميد به آمرزش پروردگارش دارد، ما نيز درباره ى چنينبنده اى ، هم اميدواريم و هم ترسان .(بحار الانوار، ج6، ص29)4
ملاك كبيره (بزرگ) بودن گناه:
در قرآن مجيد و كلام معصومين (ع) كليه اعمالى كه گناه محسوب مىشود، بيان گرديده است ، منتهي كبيره بودن گناه، پيرو ملاك هايي است.
در كتابتحرير الوسيله امام خمينى قدس سره پيرامون معيار گناهان كبيره ، چنين آمده است : 1- گناهانى كه در مورد آنها در قرآن يا روايات اسلامى وعده ى آتش دوزخ ، دادهشده باشد. 2- از طرف شرع ، به شدت ، از آن نهى شده است . 3- دلايلي وجود داردكه معلوم مي شود آن گناه ، بزرگتر از بعضى از گناهان كبيره است . 4- عقل ، حكم كند كه فلانگناه، كبيره است . 5- در ذهن مسلمينِ پاى بند به دستورات الهى ، چنين تثبيتشده كه فلان گناه ، از گناهان بزرگ است . 6- از طرف پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله)يا امامان (عليهم السلام) در خصوص گناهى تصريح شده كه از گناهان كبيره است .
(برخي از فقها تعزير را نشانه كبيره بودن گناه مي دانند كه در اين صورت استمنا نيز از گناهان كبيره محسوب خواهد شد ، زيرا در روايتي آمده است كه علي (ع)، با زدن روي دست، شخص مستمني را تعزير فرمودند.) البته گناهان كبيره نيز همه در يك سطح نيستند. بعضى بدون توبه بخشيده نمىشوند، مانند «شرك» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرايطي و در اثر انجام كارهاي نيك ممكن است مشمول مغفرت گردند.
فهرست گناهان كبيره:
روايات متعددى از ائمّه عليهم السلام به ما رسيده كه بيانگر تقسيمگناهان به كبيره و صغيره است ، ودر كتاب اصول كافى يك باب تحت عنوان"باب الكبائر"به اين موضوعاختصاص يافته كه داراى 24 حديث است . در روايت اوّل و دوّم اين باب ، تصريح شدهكه گناهان كبيره ، گناهانى را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقررنموده است . در بعضى از اين روايات (روايتسوم و هشتم )، هفت گناه به عنوان گناه كبيره ، و در برخى از روايات (روايت 24)نوزده گناه به عنوان گناهان كبيره ، شمرده شده است . گرچه هر گناه ، چون مخالفتفرمان خداى بزرگ است ، سنگين و بزرگ است، ولى اين موضوع منافات ندارد كه بعضىاز گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهانبزرگ و كوچك تقسيم گردد.
گناهان كبيره در كلام امام صادق) عليه السلام): عمروبن عبيديكى از علماى اسلام ، به حضور امام صادق (عليه السلام) آمد،سلام كرد و سپس اين آيه را خواند: نيكوكارانكسانى هستند كه از گناهان بزرگ ، و زشتى پرهيز مى كنند. (شوري، 38) 5 سپس سكوت كرد ودنبال آيه را نخواند؛ امام صادق (عليه السلام) به او فرمودند:چرا سكوت كردى ؟! او گفت :دوست دارم ، گناهان كبيره را از كتاب خداوند بدانم .
آنگاه امام صادق (عليه السلام) گناهان كبيره اى راكه در قرآن آمده بيان نمودند:
1- بزرگترين گناهان كبيره ، شرك به خدا است : قرآن مىفرمايد كسي كه براىخدا، شريك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى كند. (مائده، 72 )6 2- نااميدى ازرحمت خدا: هيچ كس جزكافران از رحمت خدا، نوميد نگردد. (يوسف،87)7 3- ايمنى از مكر (عذاب و مهلت )خدا: از مكرخدا ايمن نشود، مگر مردم زيان كار. ( اعراف، 99) 8 4- عقوق (و آزار) والدين : چنان كه قرآناز زبان عيسى (عليه السلام) مى فرمايد: خدا دستورداده كه به مادرم نيكى كنم و مرا زورگوى تيره بخت قرار نداده است . (مريم، 32) 9 5- كشتن انسانِ بى گناه : و هر كسفرد با ايمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آنمى ماند، و خداوند بر او غضب مى كند و از رحمتش دور مى سازد و عذاب عظيمى براى اوآماده ساخته است. (نساء، 93)10 6- نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن : كسانى كه زنان پاكدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى ) و با ايمان رامتهم مى سازند، در دنيا و آخرت ، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشاناست .(نور، 23)11 7- خوردن مال يتيم: هماناكسانى كه اموال يتيمان را مى خورند، آنها در شكم هاى خود، آتش فرو مى برند و بزودىدر آتش سوزان مى سوزند. ( نساء، 10)12 8- فرار از جبهه جهاد: و هر كس درآن هنگام (جنگ ) به آنها پشت كند مگر در صورتى كه هدفش ، كناره گيرى از ميدان براىحمله مجدد و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان ) بوده باشد (چنين كسى ) گرفتارخشم پروردگار خواهد شد، و جايگاه او جهنم ، و چه بد عاقبتى است . ( انفال، 16)13 9- رباخوارى: كسانى كه ربا مى خورند، بر نمى خيزند مگر مانند كسى كه شيطان باتماس خود، او را همچون ديوانه ، آشفته حال كرده است .14( بقره، 275) 10- سحر وجادو: قطعادانستند كه هر كس خريدار جادو شود، در آخرت ، بى بهره خواهد بود. ( بقره، 102)15 11- زنا: هر كس كه زنا كند، مجازاتش را خواهد ديد، عذاب چنين كسى در قيامت ،مضاعف گردد و با خوارى ، هميشه در آن خواهد ماند. ( فرقان، 68)16 12- سوگند دروغ براىگناه : كسانى كه پيمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندك مىفروشند، در آخرت ، بى بهره اند. (آل عمران، 77)17
13- خيانت در غنايم جنگى : و هر كه درغنيمت جنگى ، خيانت كند، روز قيامت با آنچه خيانت كرده بيايد. ( آل عمران، 161)18 14- نپرداختن زكات واجب : در آن روز (طلاها و نقره ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان كرده و با آن صورت ها و پهلوها و پشتهايشان را داغ مى گذارند. ( توبه، 35)19 15- گواهى به دروغ ، كتمان : و هر كسگواهى دادن را پنهان كند، قلبش گنهكار است .( بقره، 283)20 16- شراب خوارى : اى كسانىكه ايمان آورده ايد، شراب و قمار و بت ها و تيرهاى قرعه پليدند و از عمل شيطانند.پس از آنها دورى كنيد باشد كه رستگار شويد. ( مائده، 90) 21 17- ترك نماز يا واجبات ديگربطور عمد، زيرا پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: هر كس عمدا نماز را ترك كند از پيمان خدا و رسول خدا بيزارى جسته است .(بحار الانوار، ج47، ص17) 22 18و19- پيمان شكنى و قطع رحم ، چنانكه خداوند مى فرمايد: براىآنانكه (پيمان را مى شكنند و قطع رحم مى كنند) لعنت و خانه بد در آخرت ، است. (رعد، 25)23 . امام صادق (عليه السلام) به اينجا كه رسيد، عمروبن عبيد در حالى كه ازشدت ناراحتى ، شيون مى كشيد از محضر آن حضرت خارج شد و مى گفت: به هلاكت رسيد آنكس كه به راءى ، فتوا داد، و در فضل و علم با شما،ستيزكرد. (بحارالانوار، ج76، ص 8) 24
امام خميني (رض) در كتاب تحرير الوسيله مى گويد: گناهان كبيره ، بسيار است ، بعضى از آنها عبارتند از: 1- نا اميدى ازرحمت خدا. 2- ايمن شدن از مكر خدا. 3- دروغ بستن به خدا يا رسول خدا صلّى اللّهعليه و آله و يا اوصياى پيامبر عليهم السلام4- كشتن نا بجا. 5- عقوق پدرومادر6- خوردن مال يتيم از روى ظلم . 7- نسبت زنا به زن با عفت . 8- فراراز جبهه جنگ با دشمن . 9- قطع رحم . 10- سحر و جادو. 11- زنا. 12- لواط. 13- دزدى . 14- سوگند دروغ . 15- كتمان گواهى . (در آنجا كه گواهى دادنواجب است ) 16- گواهى به دروغ . 17- پيمان شكنى . 18- رفتار بر خلاف وصيّت . 19- شرابخوارى . 20- رباخوارى . 21- خوردن مال حرام . 22- قمار بازى . 23- خوردن مردار و خون . 24- خوردن گوشت خوك . 25- خوردن گوشت حيوانى كهمطابق شرع ذبح نشده است . 26- كم فروشى . 27- تعرّب بعد از هجرت . يعنى انسانبه جايى مهاجرت كند كه دينش را از دست مى دهد. 28- كمك به ستمگر. 29- تكيه برظالم . 30- نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر. 31- دروغگويى . 32- تكبر. 33- اسراف و تبذير. 34- خيانت . 35- غيبت . 36- سخن چينى . 37- سر گرمى به امورلهو. 38- سبك شمردن فريضه حج . 39- ترك نماز. 40- ندادن زكات . 41- اصراربر گناهان صغيره. از اين ميان شرك به خدا و انكار آنچه را كه خداوند دستور داده ، ودشمنى با اولياى خدا، از بزرگترين گناهان كبيره است. همانگونه كه بيان شد طبق فتواىامام خمينى قدس سره گناهان كبيره ، بسيار است و آنچه در بالا ذكر شد قسمتى از آنهااست ، مثلا توهين به كعبه و قرآن و پيامبر( صلّى اللّه عليه و آله) و امامان (عليهمالسلام) يا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و.... از گناهان كبيره است .
موارد تبديل گناه صغيره به كبيره: از آيات و روايات استفاده مى شودكه در چند مورد، گناه صغيره ، تبديل به كبيره شده و حكم گناهان كبيره را پيدا مىكند از جمله :
اول. اصرار بر صغيره: تكرار گناه صغيره ، آنرا تبديل به گناه كبيره مى كند، و اگر انسان حتى يك گناه كند، ولى استغفار نكند، ودر فكر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى آيد. صغيره همچون نخ نازك و باريكى استكه اگر تكرار شود، طناب و ريسمان ضخيمي مى گردد كه در اين صورت پاره كردنش مشكل است . قرآن درباره ى پرهيزكاران مى فرمايد: آنانآگاهانه بر گناهانشان ، اصرار نورزند. (آل عمران، 135)25 امام باقر عليه السلام در شرح اينآيه فرمود:اصرار، عبارت از اين است كه كسى گناهى كند و از خدا آمرزش نخواهد و در فكر توبه نباشد. اميرمؤ منان على عليه السلامفرمود: از اصراربر گناه بپرهيز، چرا كه از بزرگترين جرايم است. (مستدرك الوسايل،موسسه آل البيت، ج11، ص368) 26
از گناهان كوچك غافل نشويم:
امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (صلّىاللّه عليه و آله) همراه ياران (در سفرى ) در سرزمين بى آب و علفى فرود آمد، بهيارانش فرمود:ائتوابحطب ، هيزم بياوريدكه از آن آتشروشن كنيم تا غذا بپزيم . ياران عرض كردند: اينجا سرزمين خشكى است و هيچگونههيزم در آن نيست !. رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود:برويد هر كدام هر مقدار مى توانيد جمع كنيدآنها رفتند و هر يك مختصرى هيزم يا چوب خشكيده اى با خودآورد و همه را در پيش روى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) روى هم ريختند، پيامبر صلّىاللّه عليه و آله فرمود: اين گونه گناهان ، روى هم انباشته مى شوند.
سپس فرمود: ايّاكم و الُمحقّراتمن الذّنوب از گناهانكوچك بپرهيزيد كه همه آنها جمع و ثبت مى گردد. ...( اصول كافي، ج2، ص 288 ) امام صادق عليه السلامفرمود: لا صَغيرة مع الاِصرار در صورتاصرار، گناه صغيره اى نباشد. ( بحار الانوار، ج 8، ص 352)
دوم . كوچك شمردن گناه: كوچكشمردن گناه ، آن را به گناه بزرگ تبديل مى كند، براى روشن شدن موضوع ، به اين مثالتوجه كنيد: اگر كسى سنگى به سوى ما پرتاب كند، ولى بعداً پشيمان شده و عذرخواهىكند، ممكن است او را ببخشيم ، ولى اگر سنگ ريزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراضبگويد: اين كه چيزى نيست ، بى خيالش . او را نمى بخشيم ، زيرا اين كار، از روحاستكبارى او پرده برمى دارد و بيانگر آن است كه او گناهش را كوچك مى شمرد. به اينروايات توجه كنيد: امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: از گناهاننابخشودنى اين است كه انسان بگويد: كاش مرا به غير از اين گناه مجازاتنكنند؛ يعنى آن گناهِ مورد اشاره را كوچك بشمرد. ( بحارالانوار، ج50، ص250) 27 اميرمؤ منان على(عليه السلام) مى فرمايد: بدترينگناهان ، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد. ( كلمة التقوي، ج2، ص294) 28 امام صادق (عليه السلام)فرمود: از گناه حقير و ريز، بپرهيز (سبك مشمار) كه آمرزيدهنشود. عرض كردم : گناهان حقير چيست !؟ فرمود آن است كه : كسى گناهكند و بگويد خوشا به حال من اگر غير از اين گناه نداشتم . (مشكوة الانوار، ص273) 29
سوم. اظهار خوشحالى هنگام گناه: لذت بردن از گناه و شادمانى هنگامانجام گناه ، از امورى است كه گناه را بزرگ مى كند و موجب كيفر بيشتر مى شود. دراينجا به چند روايت توجه كنيد: اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: بدترين بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد. ( عيون الحكم و المواعظ، ص294) 30 و نيزفرمود: كسى كه ازانجام گناه ، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مىرساند. (عيون الحكم والمواعظ، ص436) 31 امام سجاد (عليه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهيز، كه اين شادى بزرگتر از انجام خود گناهاست . ( بحارالانوار، ج75، ص159) 32
و نيز فرمود: عذابدردناك گناه شيرينى آن را تباه مى سازد.33
چهارم. گناه از روى طغيان يكى ديگر از امورى كهموجب تبديل گناه كوچك به گناه بزرگ مى شود، طغيان و سركشى در انجام گناه است؛در قرآن كريم مي خوانيم: و اما آنهاكه طغيان كردند و زندگى دنيا را مقدم شمردند، بى گمان جايگاهشان دوزخ است.34
پنجم. مغرور شدن به مهلت الهى: ديگر از امورى كه گناهكوچك را به گناه بزرگ تبديل مى كند، آن است كه گنهكار مهلت خدا و مجازات نكردن سريعاو را دليل رضايت خدا بداند و يا خود را محبوب خدا بداند.
گناهكاراندر دل مى گويند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى كند؟ جهنم براى آنهاكافى است ، وارد آن مى شوند و بد جايگاهى است . وعده عذاب جهنم براى چنينافرادى ، دليل آن است كه گناه افرادى كه مغرور به عدم مجازات سريع خداوند هستند،گناه كبيره است . (مجادله، 8) 35
ششم. تجاهر به گناه: آشكار نمودن گناه نيز،گناه صغيره را تبديل به گناه كبيره مى كند، شايد از اين نظر كه آشكار نمودن گناهحاكى از تجرّى و بى باكى بيشتر گنهكار است ، و موجب آلوده كردن جامعه ، و عادىنمودن گناه مى گردد. اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: از آشكارنمودن گناهان بپرهيز، كه آن از سخت ترين گناهان است. (عيون الحكم والمواعظ، ص95) 36